براي تو آری......

گفتند درباره ي تو عاشقانه ننويسيم حيف است، كم است،
براي تو آري ، اما براي من؟
عاشقانه هايم تنها براي توست،
براي تو كم است از تو سرودن، براي من اما همه چيز است.
اي تنها بهانه ي ماندن! اي تنها رابط ميان ما و آسمان! نيامدي اين جمعه هم پدر،
نيامدي صاحبم، امامم، آقاي من، مولا ...
نيامدي...


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 4 دی 1392  ] [ 11:57 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

غم هجر!

 

در غم هجر روی تو، رفته ز کف قرار دل

گر ننماییم تو رخ، وای به حال زار دل

نیست شبی که تا سحر، خون نفشانم از بصر

زان که غم فراق تو، کرده تمام کار دل

 ¤

آمده ام که سر نهم، عشق تو را به سر برم

گر تو بگوییم که نِه، نی شکنم شکر برم

اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر برم

 ¤

مرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم

دولت عشق آمد و من، دولت پاینده شدم

گفت که دیوانه نهی، لایق این خانه نهی

رفتم و دیوانه شدم، سلسله بندنده شدم... .

"مولانا"


ادامه مطلب


[ شنبه 11 شهریور 1391  ] [ 07:02 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

ابا صالح کجایی ؟


در انتظار رویت مائیم درخماری

نه رخوت خماری، بل  وجد و بی قراری

آماده نبردیم بر ضد هر تباهی

فرمان نمای صادر ای حجّت خدایی

ای وارث محمد ای یادگار حیدر

دانای قبر زهرا صاحب زمان کجایی

چون مجتبی صبوری،همچون حسین قائم

در سجده همچو سجاد، صاحب زمان کجایی

درعلم همچو باقر،درصدق همچوصادق

درکظم همچو موسی، صاحب زمان کجایی

همچون رضا، رضایی،بروعده الهی

همچون تقی به تقوا ، صاحب زمان کجایی

همچون نقی توهادی،چون عسکری گرفتار

در پرده های غیبت ، صاحب زمان کجایی

مهرعلیست با تو،با توست تیغ حیدر

شاه نسیم و طوفان، صاحب زمان کجایی

دنیا  اسیر گشته در بند ظلم و بیداد

ای مصلح جهانی، صاحب زمان کجایی

از ظلم و جور و ظالم دیگر اثر نماند

روزی که بر سرآید این دوره جدایی

مائیم وانتظارت،خواهیم از خدایت

تعجیل در ظهورت،، صاحب زمان کجایی

عهدی که  با تو بستیم تا حشر هست با ما

در قبر هم بگوییم، صاحب زمان کجایی

یارب به حق زهرا،تعجیل کن در این امر

باشد که بر سر آید این دوره جدائی

 

ادامه مطلب


[ سه شنبه 29 دی 1388  ] [ 01:32 ق.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

لوگو وبلگ منتظران ظهور فرج

لوگوی ما