تو راهی نشان بده

 سلام
دیگه خرابم ...
...
..
این امتحان که در پیش راه دارم خیلی سخت و جانکاه است !
ای کاش اینقدر به خوش خیالی نمی گذشت !
شده ام مسافر کشتی هزار بادبان دریای آزمایش ، زندگی
سرم پایین ، این عرشه را قدم میزنم
سر تکان می دهم افسوس میخورم !
گاه میپیچم از درد به خود
گاه بی خیالم از خود ، شده ام متلاطم از این امواج.
گاهی شادم که از شوق وصل جاری تو سر مست و مسرور، صباحی نگذشته شکسته از پا نشسته حال خرابم
به یاد تو از غم و زخم و جراحت شده ام فراموش
گاهی گویم ای دلبرمن نگاهی !
گاهی سر به پایین از شرم گناهی!
خسته در مانده بر گوشه این کشتی نشستم !
تو آمدی !
رفتم ماندم نیامدم ..... بودی آمدی نرفتی
زخم خوردم ، زخم زدم ... درمان نمودی ، درمان نکردم
پرورشم دادی ... گاهی اهل بودم گاه نبودم
حال عرشه را پیموده ام
هوا طوفانیست
بادبان ها باز
دریا پرتلاطم
در حال فرارم از درون !
تو راهی نشان ده
طوفان ، دریا، تلاطم و سیاهی خود می باشم
تو راهی نشان ده

ادامه مطلب


[ دوشنبه 21 دی 1388  ] [ 12:50 ق.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

لوگو وبلگ منتظران ظهور فرج

لوگوی ما