امام مهدی

تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم

کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم

اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم

من از سیاهی شب های تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم

درون سینه ما عشق یخ زده آقا
 تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
 برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست


ادامه مطلب


[ شنبه 4 آبان 1392  ] [ 11:44 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما میشی

مایه آسایی ما میشدی
...

اللهم عجل لولیک الفرج

آقای خوبی ها
کجایی؟
چرا احوال ما نمیجویی؟
چرا ما را نمیابی؟
چرا...؟ (خودت میدانی آقا)

ببخش آقا دست دلم برای نوشتن اینجا رفت...
گفتم شاید از اینجا عبور کنی
خطی بخوانی...
شاید...

آقا؟

برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 29 مهر 1392  ] [ 04:56 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

یا امام زمان ادرکنی



به نام خدا

ای وای بر من ای وای بر توای وای بر انسان که هر چه میکشیم از خودمان است و بس

منبع تمام دردهای بشریت خود بشر است ای وای بر تو ای آدم که تمام بشریت را به این کره ی وحشی آوردی آخر این چه کار بود که با ما کردی حتی دیگه زندگی و زنده ماندن برای ما از بهشت هم عزیز تر شده حتی بهشت از یاد ما رفته دیگر کسی آرزوی بهشت نمیکند آیا یک سیب آنقدر ارزش داشت ارزش بهشت را داشت ما رانده شدگانیم همچون شیطان حتی ادمهایی هستند که با شیطان همنشین شدندوای بر تو وای بر تو میدانم که بر روی ابری سواری و با هرگناه آدمها بدن تو به لرزه می افتد تاوان سنگینی است بر تو باشد که دیگر همنشینی خالق را بر هم نشینی با شیطان خوش تر ندانی.

به امید دیدار امید دارم که وقت محشور شدن تو رابا لبخند ببینم...

 

ادامه مطلب


[ شنبه 11 مهر 1388  ] [ 02:58 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

لوگو وبلگ منتظران ظهور فرج

لوگوی ما