آقاجان...

آقاجان...
امشب ندانم از چه راهی در عبوری
در کربلا یا کوفه یا کنج تنوری
شاید کنار پیکر از سر جدائی
یا زائر راس به روی نیزه هایی
مست زیارت در بر راس حسینی
یا بی قرار کودکان و زینبینی
هرجا که باشی مادرت آنجا نشسته
گوید غریب مادر ،آن پهلو شکسته...

"اللهم عجل لولیک الفرج"
 

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 7 آذر 1392  ] [ 09:53 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

خوب میشناسمت آقاجان؟!...

می شناسمت.

می پرسند:میشناسی اش؟

می گویم:خوب،خوب!

شك میكنم.البته نه خوب خوب،ولی امیدوارم بهتر از دیگران.

می گویند:پس از او بگو!

می گویم از كجا شروع كنم؟

می گویند از هر كجا كه میخواهی؛ازصفات،اخلاق،ظاهرش.

(به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 7 آذر 1392  ] [ 09:43 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

یا اباصالح المهدی "عج " مددی مولا جان

اول خدا

یا اباصالح المهدی "عج " مددی مولا جان

سلام بر سپیده بر سجود سبز و ساده‌ات

و آسمان آبی نگاه رو به جاده‌ات

بخوان بخوان طلسم شب شکن‌ترین صدای توست

و آخرین امید ما صدای آشنای توست

فقط بگو چقدر تا سپیده راه مانده است

و چند درد دل برای گوش چاه مانده است

به روح سبز و ساده‌ات قسم که زرد گشته‌ام


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آذر 1392  ] [ 07:06 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

ورود امام زمان اکیدا ممنوع!

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند. هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند. لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود…
برای عروس مهم بود که چه کسانی حتما در عروسی اش باشند. از اینکه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود…
کاش می آمد …
خیلی از کارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئیس … خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میکرد که حتما بیایند…
اگر نیایید دلخور میشوم. دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و خوش بگذرانند. تدارک هم دیده بود. آهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها! (به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آذر 1392  ] [ 07:00 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

روزگاری ست ساکنِ آخرالزمانم و داعیه داره عشق مولایم

" مهدی " ...

که به نامش عاشقی می کنم و به یادش عاشقانه
می نویسم : در هر کجا که نشانِ دلدارم باشد ..

خدایا : می دانم که مرا می بینی که ندیده عاشقی می کنم
در این دنیای هزار رنگ که به هزاران چهره می خواهد
مرا فریب بدهد و اسیرِ ظواهر خود کند ...

خدایا : مرا ببین در زمین که به پاسِ بزرگداشت مقامِ مولایم
در هستی : پشت کردم به دنیا و هر آنچه که مرا از درگاه تو
و محضرِ مولایم دور کند ...

خدایا : مرا ببین که در این زمانه با معشوق های زیبارویش با رنگ های دلفریب : دل به محبوبی آسمانی بسته ام تا پاک بمانم در پیشگاه ت در خلقت ..

 


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 29 آبان 1392  ] [ 12:51 ق.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

مگر صداي گريه ي آقاشون رو نمي شنوي.....

اول خدا

 

يا ابا صالح المهدي عج مددي مولاجانم

از ماموريت كه برگشت ، خوشحال بود !

پرسيد : راستي فرمانده،گمراه كردن اين ها چه فايده اي دارد؟

ابليس جواب داد : امام اين ها كه بيايد ،روزگار ما سياه خواهد شد

اين ها كه گناه ميكنند، امامشان ديرتر مي آيد

با كنجكاوي پرسيد : اين هفته پرونده ها چطور بود؟

ابليس يك نگاه عاقل اندر سفيه بهش انداخت و گفت :

مگر صداي گريه ي آقاشون رو نمي شنوي؟؟؟

اللهم عجل لوليك الفرج

 


ادامه مطلب


[ جمعه 10 آبان 1392  ] [ 10:47 ق.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

اى عزيز دل، پناه شيعيان اى فروغ جاودان!

صبح جمعه، فرشتگان پر و بال می گشایند در جمکران دل تا منتظران ظهور، نوای ندبه سر دهند،

آیا یاوری هست تا به همراهش در فراغ ناله و زاری کنم.

جمعه ای دیگر شد و عطر جمعه دوباره در هوای انتظار پیچیده است،

کاش می شد دل شکسته من بال بگیرد در فضای ظهورت!

ای منجی عالم! لحظات جمعه بوی تو را می دهد، ثانیه های جمعه صدای تپش قلب منتظران ظهور است،

هر جمعه، غروب که می شود، کبوتران چشم های منتظرم، پرواز خویش را نذر ضریح آمدنت می کنند تا آبی ترین لحظه های حضور آسمانی ات را به تماشا بنشینند.

همیشه گفته اند و گفته ایم که زمین، تشنه رویش سبز حضور تو است و قلب زمان برای طلوع دوباره ات می تپد.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 21 مهر 1392  ] [ 08:45 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

پـرچــمِ قیـامِ حضرت.............

حضرت علی(ع)می فرماید:«پرچم او (حضرت مهدی«عج»)مخمل مشکی چهار گوش کرک داری

است که درازای آن کمی بیشتر از پهنای آن است .از روزی که رسول اکرم وفات کرده این پرچم باز

نشده و بازنخواهد شد تا روزی  که مهــــــ ـــــــدی ظهور کند»

 

««به امید ظهور مهدی صــــ ـــلـــــوات»»


ادامه مطلب


[ جمعه 19 مهر 1392  ] [ 01:31 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

گریه کردن برای حضرت......

یکی از وظایف مؤمنان گریه کردن در فراق آن حضرت و یا بر آن چه ازمصیبت ها و ناملایمات به ایشان رسیده است می باشد.

امام صاق(ع)فرمود:«هرکس مارا یاد کند اگر از چشم او به اندازه ی بال پشه ای اشک بیرون آید خداوندگناهان او را می آمرزد هر چند به اندازۀ کف دریا باشد»

سدیر صِیرفی می گوید:با بعضی ازاصحاب بر امام صادق(ع)وارد شدیم.

دیدیم بر روی خاک نشسته و هم چون کسی که فرزند خود را از دست داده و جگرش سوخته باشد می گریست و میگفت:

«ای آقای من !غیبت تو خواب را ازمن گرفته و زمین را بر من تنگ کرده است... .»

سدیر میگوید: از این حالت حضرت ناراحت شدیم و عرض کردیم:خداوند دیدگانت را نگریاند!چه حالتی سبب شده که چنین در ماتم بنشینید؟

حضرت آهی کشید و فرمود :«غیبت امام زمان»

از دیگر تکالیف مؤمنان گریاندن دیگران برفراق آن حضرت یا بر شداید وارده برآن حضرت است.

از امام صادق(ع)روایت شده است:

هر کس (بر مصیبت اهل بیت )گریه کند و یا کسی را بگریاند بهشت برای اوست و هرکس نیز تباکی خود را شبیه گریه کنندگان سازد (نماید)بهشت برای اوست.


ادامه مطلب


[ جمعه 19 مهر 1392  ] [ 01:21 ب.ظ ] [ محمد معزی زاده ]

لوگو وبلگ منتظران ظهور فرج

لوگوی ما